نبودی نمی‌خواهم تو باشی در این سکوت سیاه سر…

نبودی

نمی‌خواهم تو باشی
در این سکوت سیاه سرد
که گنجشک‌هایش از سپیده
هیچ نمی‌دانند.

نمی‌خواهم تو باشی
در این خواب سنگین یک‌نفس
که هرم هیچ نفسی
کابوس‌هایش را پایان نمی‌دهد

می‌خواستم تو باشی
و آغوش‌ات که در آن به خواب روم
در شبی سپید
که رویاهایش را گنجشک‌ها با خود
به آسمان برده بودند.

Leave a Reply